qaramalek

خرید بک لینک

 

 

  
 
       نظريات مختلف در وجه تسمیه قراملک تبريز....

1- نظر پروفسور مينورسکي:


 

کتاب تاریخ تبریز مینورسکی:

( بعيد نيست که قره ملک نيز از آثار غازان خان بوده و به نام وی موسوم به قريه ملک شده که اينک به طور مخفف "قره ملک" تلفظ می شود(تاريخ تبريز مينورسکي،توضيح مرحوم کارنگ،ص81) )

 

در بحث اينكه نام اين محلّه از تبريز هيچ وقت "قريه ملك" نبوده هيچ شك و ابهامي وجود ندارد ، مؤلف كتاب "تاريخ تبريز مينورسكي " به نادرست از عبارت ذكر شده براي اين محلّه نام برده است كه نظر شخصي مؤلف بوده است و هيچ سند يا دليلي بر ادعاي خود نداشته است چرا که از کلمه ی " بعید نیست " استفاده کرده و تاریخ یک محله را با این جمله خود منحرف کرده است (متاءسفانه تاریخ بازیچه ای شده است دربین اشخاص تا هرکس تاریخ را به نظریات و سلیقه ی شخصی خود منحرف و به نسل های آینده تقدیم کند) البته من آثار ارزشمند پروفسور مینورسکی روسی را ارج مینهم منتها تاریخ چیزی نیست که طبق سلیقه و نظرات غير استناد هر شخص نوشته شود به هر حال.اگر فرض را براين بگذاريم كه اين حرف مؤلف درست باشد ، مردم ترك زبان به طور طبيعي هميشه در زبان محاوره " كسره " را به حرف "ي" تبديل ميكنند در حالي كه در واژ هاي قريه ملك و قره ملك چنين اثري مشاهده نميشود دليلي ديگر كه ميتوان براي اين مطلب آورد اينكه در زمان حكومت ايلخانيان ترك و پادشاهي سلطان محمود غزنوي هنگامي كه سلطان محمود تبريز را براي پايتختي برگزيد روستاي شام (شام غازان كنوني) را بخاطر آب و هواي خوب آن براي ساختن قصر خود برگزيد و مردم بومي روستا ي شام را از آنجا كوچانيد و بوميان آن منطقه بخاطر اينكه همه سبزيكار بودند به قسمت شمالي روستاي شام در كنار رود خانه آجي چاي كه براي سبزيكاري مناسب بود رفته و در آنجا سكنا گزيدند و به علت اينكه همه ي آنها سبزيكار بودند اين منطقه به هامي كاوار مشهور شد ، اين لغت تركي از دو وا ‍‍ژه ي ( هامي+ كاوار ) تشكيل شده است "هامي" در تركي به معناي "همه " و كاوار نيز در تركي به معناي سبزي و سبزيكار اطلاق ميشود كه بعد ها در زبان عاميانه مردم به هاميكاوار هوكوماوار و حكماوار كنوني تبديل شد ؛ توجه فرماييد كه نام تركي براي اين منطقه اطلاق شده است چگونه ممكن است قراملك يكي از آثار سلطان محمود غزنوي ترك باشد اما نام آن تركي نباشد پس بودن نام قريه ملك براي اين منطقه واژ ه اي است نادرست چرا كه "قريه" نامي است فارسي- عربي و ملك هم فارسي-عربي است در حاليكه سلطان محمود ميتوانست نام اين منطقه را " مليك كندي " نام گذاري كند.

 

 

   

          www.qaramalek.nilooblog.comء قره ملیکء قراملکء قراملکی


 

2- نظر قُرّاءالمُلک:


 

اين واژه از دو کلمه ي عربي: «قُرّاء»+«المُلک» تشکيل شده است که قُرّا به معني روستا ها و المُلک به معني زمين ميباشد که در ترکيب به واژه ي بي معني «زمين روستاها» اطلاق ميشود.

اين نظر نيز هيچ استنادي ندارد و از نظر تاييد نظريه در اقليت ميباشد و تنها بعضي از همشهريهاي عزيز طبق نظر پردازي خود اين نظريه را ذکر کرده اند که علاوه بر نبود استناد از گذشته تا حال حاضر نيز در هيچ مکتوبي چه در اسناد محلي و چه در کتابها ذکر نشده است حتي همشهريان نيز از هيچ کسي اين نام مجعول را به ارث نبرده اند اما چندي پيش در سفر رئيس جمهور آقاي احمدي نژاد به تبريز خبرگذاري ايرنا به صورت من درآورده اين نام را استفاده کرده و بقيه خبرگزاري ها و مطبوعات نيز از اين واژه استفاده کرده اند.


 

3- نظريه قَرا المُلک:


 

اين واژه از دو کلمه ي عربي: «قراء»+«المُلک» تشکيل شده است که قَرا به معني صفت جمع کردن !!! (از من در آورده در قاعده عربي) و المُلک به معني زمين ميباشد که در ترکيب به واژه ي «زمين ها» اطلاق ميشود.اين نظريه پردازان اين نظريه نيز در اقليت ميباشند.


 

4-نظريه قَرامَلِک:


 

اين نظريه قاعده ي فارسي شده ي قره مليک ميباشد که واژه ي «قَرا» در ترکي لهجه ي تبريزي همان «قره» ميباشد منتها در زمان شعر گفتن براي هماهنگي با ابيات شعر و قاعده طولاني کردن صوت (مانند: قرا پرچم لر) به قرا تبديل شده است.

ملک نيز فارسي شده مليک ميباشد که در حال حاضر در اسناد رسمي دولتي با اين نام نوشته و خوانده ميشود.

 

 

 

      www.qaramalek.nilooblog.comء قره ملیکء قراملکء قراملکی

 

 

 

و اما نظريه قره مليک:


 

1- بعضی اهالي قراملك علت نام گذاري اين محله را به اصلي كرم مربوط ميدانند.چرا كه نام پدر اصلي (مريم) قارامليك بوده است و چون قارامليك خود در منطقه كنوني قراملك سكنا داشته است اين منطقه به اين نام ناميده شده است.

قارامليك كلمه اي است تركي كه از دو واژه ي ( قارا+مليك ) تبديل شده است.

قارا يا قره (قرا) در تركي به معناي سياه ميباشد ؛ اما اين واژه وقتي براي اشخاص و يا مناطق بكار برده ميشود نماد بزرگي يا صفت بد بودن اين اشخاص يا مناطق را نشان ميدهد و همچين تركها هميشه چهار رنگ قيزيل ، قارا (قره يا قرا) ، آق ،گوي را براي افراد يا مناطق به منزله نماد بكار برده اند (رودخانه قيزيل اوزن ، گوي مچيد ، قره ملك ، قره آغاج ، آق بلاق ، آق سو) چنانكه در كلمات (قره باغ ، قره داغ ، قره آغاج ، قره مليك ، قره چمن ، قره سو ، قره داش و...) مراد بزرگي بوده است نه رنگ سياه ( مثلاً قره باغ بخاطر بزرگي باغ به اين نام نامگذاري شده و سياهي باغ اصلاً معني ندارد)

مليك هم واژه اي ست کريستين (مسيحي نه ارمني!!!) در تركي به معناي شاه يا داروغه و در بعضي نوشته ها نماد بد صفت بودن بكار برده ميشود.

قارامليك به مرور زمان در زبان عاميانه مردم ترك زبان تبريز به قره مليك و بعدها با گويش فارسي به قره ملك قراملك تبديل شده است.

 

2- و اما آخرين نظريه در باب نظريه قره مليک اينست که در زمان حکومت اتابکان آذربايجان پهلواني فقير و سيه چرده از تبريز که دراين منطقه (قره مليک) سکنا داشته است طبق رسم آنزمانه در کشتي هاي معروف شاهزاده جهان پهلوان به اصرار مادر پيرش شرکت کرده و در ديد حيرت زده ي مردم موفق ميشود پشت پسر جهان پهلوان را سه بار بر زمين زده و بر پهلوان اتابکان غالب ميشود اين موفقيت چنان مردم تبريز را حيرت زده ميکند که نام اين محله از شهر تبريز را با نام آن پهلوان ، قارامليک مينامند./ (آلتايلاردان سهنديميزه/نويسنده: اميد نيايش)


 


       www.qaramalek.nilooblog.comء قره ملیکء قراملکء قراملکی


 

 

qaramalek...

ما را در سایت qaramalek دنبال می‌کنید

برچسب: قراملک, نویسنده: mahdi بازدید: 256 تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1391 ساعت: 15:59

 

 

 

                قره ملیک و مردمانش در نیمه نخست سال 1300

 
 
 
قره ملیک در ۱۳۰۰ محله ای بود که زمینهای کشاورزی حکمآباد و شام قازان آنرا از تبریز جدا ساخته بود و به مثابه قصبه ای از شهر بحساب می آمد با این حال در تمام امور سیاسی و اقتصادی شهر تاثیر گذاری فراوانی داشت چنانچه در سال های مشروطه و بعده آن در زمان حکومت دمکرات آذربایجان از سردمداران امور میبودند.
قراملکیان مردمی فقیر بودند که شغل اکثر آنها کشاورزی و دامداری بود و بافت خانه هایشان خشتی بوده و کنار خانه هایشان اغلب باغچه هایی برای کاشت محصولات کشاورزی برای استفاده خاتون های خانه در پخت غذاها، وجود داشت. بغیر از کشاورزی و دامداری عده ای از اهالی نیز به شغل فرش بافی اشتغال داشتند که خیابان فرش آباد بجا مانده از آن دوران میباشد.
 

www.qaramalek.nilooblog.comء قره ملیکء قراملکء قراملکی

 

چون محله در زمانهای قدیم بافت روستایی داشت کشاورزان درتابستان در میدانی که "کند ایچی" نام داشت (میدان حسینیه کنونی)  جمع شده و محصولات خود را بفروش میرساندند و عصر ها جلوه زیبایی را به این محله قدیمی میداد.

اهالی در ساعات عصر در میدان جمع شده و باهمدیگر معاشرت میکردند.و در واقع یکی از عادات هر روز اهالی میبود.

بغیر اراضی کشاورزی، محله به سه قسمت اشاغی کوچه،/کند ایچی (میدان حسینیه) و خلفلر تقسیم میشد.

ساکنان اشاغی کوچه و خلفلر در داخل محله از نظر تعصب به محله خود با همدیگر همیشه در کشمکش بودند اما اگر صحبت از قره ملیک در مقابل محله دیگر بود با همدیگر متحد میشدند و نسبت به هم محله ای خود متعصب میبودند.

از ریش سفیدان نقل است دو روحانی بنام محله بنامهای مرحوم میرزا احمد محدث و مرحوم بویوک میرزا سر موضوعی با هم قهر بودند و از قضا هر دو برای صرف شام در محله ای دیگر دعوت شده بودند بویوک میرزا قبل از میرزا احمد به مهمانی رسیده بود و جای مناسبی نشسته بود و میرزا احمد زمانی به مهمانی میرسد که جای مناسبی برای نشستن نداشت در این زمان بویوک میرزا با اینکه قهر بود بر می خیزد و میرزا احمد را به کنار خویش فرا میخواند و شام را خورده و بعد از مهمانی باز به همان قهر خود ادامه میدهند. اما در آن مهمانی هرگز به دوستان خویش قهر یکدیگر را اعلان نمیکنند و شأن و منزیت یکدیگر را نگه میداشتند.

ساکنان محله عموما نسبت خانوادگی باهم داشتند (که در حال حاضر نیز اکثرا به همین منوال است). و تنها گروه غیر بومی عده اقلیتی از روستای مایان و کجووار بود که انگشت شمار میبودند و از مهاجران قره چمن و قره داغ خبری نبود.

در محلهٔ قره ملیک آداب و رسومى وجود داشت که متفاوت از ساير محلات مرکزی شهر بود. زنان از چادر شب هایى شطرنجى شکل به نام آلا چرشاب که جنس آن از کتان بود به جاى چادر استفاده مى کردند با شلوارهاى مشکى و چنان پاى بند اين رسم بودند که اگر میخواستند به مرکز شهر بروند چادر مشکى را زير بغل گرفته تا مرز محله با همان چادر شب هاى شطرنجى شکل رفته سپس آن را عوض مى کردند. در مراجعت به محض رسيدن به مرز محله دوباره چادر شب شطرنجى را بر سر مى انداختند و اين سنت خاص همين محله بود. لباس قديمى مردان عبارت بود از کلاه نخى مشکى، با عبا و لباده و لباس بلند شبه سردارى، سر تراشيده، تسبيح به دست با ته ريش، مردم محله خود را از اصلى ترين اهالى تبريز مى دانستند.

اهالی قره ملیک در بین شهر به غیرت و درستی و نان حلال خور شهره بودند. نسبت به عقاید دینی خود سرسخت بودند و نسبت به روحانیها احترام ویژه ای میگذاشتند و حرف عالم اول محله را سر میپنداشتند چنانچه در ماجرای درس نخواندن در مدارس جدید به حکم مرحوم میرزا محمد علی واعظ مشهور به بیوک میرزا لبیک گفته و در مدارس جدید درس نخواندند! 

مراسم عزادارى در قره ملیک به صورت خاصى انجام مى گرفت. در حدود چند هفته قبل از ماه محرم دستهٔ شاه حسين ـ واى حسين را با تشريفات خاص به اين صورت برپا مى کردند: چند جوان علم بدست و چند نفر نیز طبل زن جلوی دسته به حرکت در میآمدند، عزاداران نیز قمه به دست در اجراء مراسم شرکت مى کنند. خلفلر و میدان برای خود شاخسئی و اشاغی کوچه نیز برای خود شاخسئی ویژه ای داشت و نسبت به عزاداری حسینی خیلی حساس بودند.

مسجد اشاغی کوچه با نام کربلایی قوربان مسجیدی (امام حسین کنونی) و مسجد خلفلر نیز به همین نام میبود و در دهه محرم اهالی هر یک از محلات در هر روز محرم گوسفندی را قربانی کرده و به عزاداران در مسجد احسان میدادند که این رسم هم اکنون نیز در شهر شهره و پا برجا میباشد!

شاخسئی ها در طول دهه محرم در زمان عصر و بعد از اجرای نماز عصر و خوردن احسان برگزار میشد.

بعد از دهه محرم صبح روز عاشورا شاخسئی ویژه ای که قانلی کفن شاخسئیی(دسته کفن خون) برگزار میشد که نکته جالب و قابل تامل در این بود که اهالی تمام محله در مسجد قانلی کفن جمع شده و بعد از عزاداری شاه حسین گویان و کفن پوش دسته بسته و سر خود را با قمه به یاد شهید کربلا جلوی هر مسجد میشکافتند و صحنه حزین انگیزی را با کفن های خونی در روز عاشورا بوجود می آوردند.

اهالی نسبت به این اعتقاد و رسم خود تعصب ویژه ای داشتند و حال که حال است قمه زنی در قراملک در محرم در بین بعضی از اهالی رواج دارد.

از ریش سفیدان نقل است در زمان رضاخان وقتی رضاخان عزاداری را قدغن اعلام کرده بود اهالی برای قمه زنی در روز عاشورا به دور از محله و در زمین های کشاورزی خود دسته بسته بودند که با اطلاع آجان ها اسب سوارها برای دستگیری اعزام میشوند اما در وسط راه اسب ها مقابل آبرو (ارخ) می ایستند و هر چه اسبها را وادار میکنند اسب ها رم کرده و نمیروند و در نهایت آجان باشی به ماموران میگوید " برگردید انگار نگهبانی دارند!" و ماموران برمیگردند.  

اهالی قره ملیک اکثرا از بین اهالی ازدواج میکردند و اگر بیرون از محله ازدواج میکردند با شام قازانیها وصلت میکردند و از دیرباز اهالی شام قازان را از طایفه خود میپنداشتند و آنرا محله دوم خود خطاب میکردند. 

رابطه با ساير محلات: مسئلهٔ قابل توجه، وحدتى است که ساکنان هر محله دارند. ذکر اين نکته لازم است که هر محله داراى خصوصيات اجتماعى خاص خود مى باشد. هر محله دربارهٔ محلهٔ ديگر عقيدهٔ مخصوصى دارند چنانکه اهالى محله قره ملیک، ساکنان شام قازان و آخونى را مردمان خوب مى دانستند و برعکس اهالى حکم آباد را خسیس مى پنداشتند. (البته این طرز فکر مربوط به سالهای دور بود)  

این امتيازاتى که از لحاظ اخلاقى، به افراد محلهٔ خود مى دادند عبارت بود از اينکه ما نزول نمى خوريم و پاى بند سنت هاى محلهٔ خود مى باشيم و حاضر نيستيم از محلهٔ خود جدا گرديم و علاقه مندى و تعصب شديد خود را به محله ابراز مى داشتند.

برگرفته از:www.qaramalik.blogfa.com

 

 

qaramalek...

ما را در سایت qaramalek دنبال می‌کنید

برچسب: qaramalek, نویسنده: mahdi بازدید: 323 تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1391 ساعت: 15:59

 

                       یادمان اصلی ـ کرم

 

تاریخ و گذشته هر مردمی بیانگر اصالت فرهنگ و ادبیات آن ملت میباشد. در حالیکه غرب در فقدان فرهنگ به دنبال سرقت تمدن و آثار درخشان ملتهای خاورمیانه میباشد، انتظار میرود توجه مسئولین زحمت کش نسبت به ادبیات و فلکلور غنی این خطه بیشتر از حال حاضر باشد.

عصر حاضر دوران کشف گنج های معنوی میراث مانده از گذشتگان میباشد و هر ملتی که بتواند گنج های در کتاب نهفته خود را از درون کتاب های خاک خورده برون بیاورد، ثروت فرهنگی بینهایتی را برای خویش و نسل های آینده اش اندوخته است.

در این میان اسطوره های تاریخی و ادبی مردم اهمیت بسزایی در جاذبه های گردشگری دارد و به جرأت میتوان گفت هر مردمی آرزوی بهره برداری از چنین اسطوره هایی را در قالب یادمان و پارکهای فرهنگی-گردشگری در سر میپرورانند.

از اینرو مردم آذربایجان بخصوص شهر تبریز نقش بسزایی در آثار تاریخی و فرهنگی بجا مانده در ایران عزیز ایفا کرده است.

اصلی و کرم دو معشوقه ی اسطوره ای آذربایجان در غفلت مسئولین امر هنوز هم در سینه ی اوزانها (آشیق ها) غریب و مظلوم مانده است.

www.qaramalek.nilooblog.comء قره ملیکء قراملکء قراملکی

مجسمه عشق در پارک عشق استانبول

با توجه به اینکه افسانه لیلی و مجنون متعلق به اعراب میباشد در کشورمان شهره آفاق گشته اند اما متاسفانه، اصلی و کرم دو معشوقه ملی با اینکه داستانی تاریخی و مریوط به دوران حکومت صفویه میباشد و متعلق به آذربایجان و ایران میباشد مظلوم و غریب مانده اند.

به هر حال قراملک تبریز خاستگاه این دو معشوقه اسطوره ای میباشند و «گوللو باغ»، باغ منتسب به قاراملیک پدر اصلی (باغی که کرم اولین بار اصلی را در آنجا دید و عاشقش شد) حال حاضر در قراملک پابرجا میباشد.

www.qaramalek.nilooblog.comء قره ملیکء قراملکء قراملکی

پارک گلها در اصفهان

آیا بهتر نیست شهرداری تبریز و سازمان میراث فرهنگی بمانند «شمس تبریزی» قبل از اینکه دیگران این میراث گرانبها را صاحب شوند با احداث یادمانی به دنیای فرهنگ و ادبیات معرفی نماید و افتخار این دو اسطوره اجدادی را خود صاحب شویم؟!؟

همانطور که میدانید خیابان وحدت در قراملک در قدیم همان به گذر جاده ابریشم معروف بوده است و  گوللو باغ نیز در کنار این جاده قدیمی واقع شده است و میتوان با احداث پارک اصلی-کرم و یا با توجه به نیاز امروز جوانان این مرز و بوم، پارک ازدواج آسان!!!  و یا خانه فرهنگ، یادمانی  هر چند ناچیز؛ این میراث گرانبها را ارج نهاد.

 

برگرفته از :http://www.qaramalik.blogfa.com

 

 

qaramalek...

ما را در سایت qaramalek دنبال می‌کنید

برچسب: قراملکی"یادمان اصلی کرم"لیلی و مجنون آذربایجان"عاشقان آذربایجان"qaramalek, نویسنده: mahdi بازدید: 250 تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1391 ساعت: 16:00

 
 
 
                          
                        قاراملیک هنوز زنده است!
 

 

داستان قاراملیک از مجموعه داستانهای حماسی-ملی آذربایجان میباشد.

اتفاقات در قرن ششم هجری در دوران حکومت اتابکان آذربابجان رخ میدهد.

قاراملیک حال حاضر یکی از محلات مشهور تبریز میباشد. لیکن در دوران

 «اتابک قیزیل ارسلان» (از حکمرانان سلسله اتابکان آذربایجان) قاراملیک نام

پهلوانی آذربایجانی می بود.

در دوران حکومت «ائلده نیز» در تبریز پایتخت آذربایجان هر ساله کشتی پهلوانی

 و زور آزمایی بین پهلوانان برگزار میشد.

مردم در دومین روز عید نوروز در میدان بزرگ مرکز شهر گرد آمده و کشتی پهلوانی برگزار میکردند.

در این مسابقه مسئولین حکومتی از جمله حکمرانان و ثروتمندان شهر نیز شرکت میکردند

 و اگر احیانا کس دیگری موفق به قهرمانی میشد برایش مشکلات ایجاد کرده و دشمنی میکردند.

به نقل از تاریخ اتایکان آذربایجان، در آن زمان قدرتمندتر و جنگاورتر از «اتابک محمد»، فرزند

 «ائلده نیز» کسی نبود و همیشه در مسابقات قهرمان میشد، چنانچه لقب

«جهان پهلوان» را برازنده او میدانستند.

 

www.qaramalek.nilooblog.comء قره ملیکء قراملکء قراملکی

اتابک محمد جهان پهلوان

در روابات نقل شده از عاشیقلار، «اتابک جهان پهلوان محمد» فرزندی داشت به نام

 «اتابک نصرت الدین ابوبکر پهلوان» که او نیز از پدر قدرت پهلوانی را به ارث برده بود.

اساس داستان بر نام قاراملیک شکل میگیرد و تمامی حوادث مربوطه در شهر تبریز جریان می یابد.

طبق رسم آنزمانه مسابقه بزرگی با حضور اکثر ثروتمندان، صاحب منسوبان و

پهلوانان شهر برگزار میشود.

در بین مردم، جوان 18 ساله و سیه چرده فقیر و گمنامی به همراه مادر پبرش به تماشا

 استاده بود. چنانکه لباسهای وصله دار و چاروق های پا کرده اش فقر و سادگی اس را فریاد

 میکشید. این جوان به مانند رسم ثروتمندان آنزمانه خنجر طلاکاری و نقره بندی شده و

گران قیمت بر کمر نداشت؛ آری این جوان کسی نبود جز «قاراملیک».

 قاراملیک گمنام با اصرار و خواهشهای مادر پیرش وارد گود مسابقه شده و در بهت و

اعجاب همگان، پشت همه حریفان را یکی پس از دیگری بر خاک زده و بر نصرت الدین

 نیز غلبه مینماید. به پاداش قهرمانی نصرت الدین کمان با ارزش خود را به قاراملیک اعطا میکند.

با این پیروزی و قدرتنمایی، قاراملیک دشمنان زیادی پیدا میکند؛ آنچنان که از شر آنها

 به کوههای اوجان (بستان آباد کنونی) پناه میبرد و با دارو دسته اش به مبارزه با دشمنان

 خویش میپردازد.

نصرت الدین نیز که مغلوب قاراملیک شده بود به قدرت قاراملیک حسادت کرده و قصد نابودی

 او را میکند و گروهی را برای نابودی او اعزام میکند و روزگار را آنچنان بر قاراملیک تنگ مینمایند

 که دیدن آفتاب را برایش به حسرت میگذارند.

نصرت الدین که در غلبه بر قاراملیک موفق نمیشود «رخساره» معشوقه قاراملیک را بهمراه

 خانواده اش به اسارت در می آورد و یه قصد ضربه زدن به قاراملیک رخساره را به ازدواج

کس دیگری در می آورد.

خلاصه در شب عروسی قاراملیک خود را شبانه به عروسی رسانده و با دلاورمردی،

 رخساره را با خود به پناهگاه خویش در اوجان میبرد.

روایت سوم داستان بر اساس حوادث تاریخی شکل میگیرد.

بعد از فوت قیزیل ارسلان، «طغرل سلجوقی» که در زندان اتابکان حبس شده بود،

 میگریزد و لشکری مجهز تشکیل داده و قصد هجوم به تبریز مینماید.

قاراملیک که عرصه را بر مردم تبریز تنگ میبیند، بهمراه دارو و دسته اش از تبریز در مقابل

مهاجمان دفاع مینماید. بعد از مدتی سپاهیان تبریز در مقابل لشگر بیگانه نمیتوانند مقابله

 کرده و لشکر سلجوقی وارد شهر میشود. «شمس الدین» وزیر پیر و بیمار قیزیل ارسلان

تدبیری کرده و نامه ای به «فخر الدین» سردار اتابکی نوشته او را به یاری میخواند.

 

www.qaramalek.nilooblog.comء قره ملیکء قراملکء قراملکی

نصرت الدین، قاراملیک و فخر الدین سه سردار دلاور آذربایجان لشکریان طغرل را محاصره

 کرده و او را شکست میدهند و پرچم آزادی را دوباره در تبریز به اهتزار در می آورند.

نصرت الدین در شور و شعف پیروزی در میان کشته های جنگی قاراملیک را میشناسد

 و غمگین گشته  کنار این دلاورمرد با غیرت نشسته و چنین میگوید:

«لعنت دنیا بر من که زندگی را برایت تنگ کرده بودم»

از آنروز به بعد مردم تبریز به یاد آن سردار دلاور آذربایجانی، این خطه از شهر

تبریز را به نام «قاراملیک»، نگین غیرت شهر تبریز نام نهادند.

  ترجمه: سعید علیزاده قراملکی

 

منابع:

* نیایش امید،آلتایلاردان سنهدیمیزه،جلد یک،۱۳۸۲ 

* افندیئو، پاشا،آذربایجان شفاهی خلق ادبیاتی،معاریف،باکو،۱۹۹۲

*  محمد سعید اردوبادی،باکو،۱۹۴۱

 

qaramalek...

ما را در سایت qaramalek دنبال می‌کنید

برچسب: قراملک"قراملکی"قراملیکی"qaramalek"qaramliki, نویسنده: mahdi بازدید: 246 تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1391 ساعت: 16:01

 

 

 

      ك‍‍ارش‍ن‍‍اس‍‍ان م‍ي‍ر اث ف‍ر ه‍ن‍گ‍‍ي ق‍ب‍ر ت‍‍اري‍خ‍‍ي م‍وس‍وم ب‍ه " اص‍ل‍‍ي و ك‍رم " ر ا ب‍ررس‍‍ي م‍‍ي ك‍ن‍ن‍د!!!

 

ري‍ي‍س م‍ي‍ر اث ف‍ر ه‍ن‍گ‍‍ي ، گ‍ردش‍گ‍ر ي و ص‍ن‍‍اي‍‍ع دس‍ت‍‍ي آذرب‍‍اي‍ج‍‍ان ش‍رق‍‍ي از ان‍ج‍‍ام ت‍ح‍ق‍ي‍ق‍‍ات ك‍‍ارش‍ن‍‍اس‍‍ي ب‍ر رو ي ق‍ب‍ر ي ت‍‍اري‍خ‍‍ي م‍وس‍وم ب‍ه ق‍ب‍ر " اص‍ل‍‍ي و ك‍رم " در م‍ن‍طق‍ه ق‍ر ام‍ل‍ك ت‍ب‍ري‍ز خ‍ب‍ر د اد.

" ت‍ر اب م‍ح‍م‍د ي " روز ي‍ك‍ش‍ن‍ب‍ه ب‍ه خ‍ب‍رن‍گ‍‍ار اي‍رن‍‍ا گ‍ف‍ت : در ص‍ورت اث‍ب‍‍ات ت‍‍ع‍ل‍ق ق‍ب‍ر م‍زب‍ور ب‍ه اي‍ن دوش‍خ‍ص‍ي‍ت اس‍طوره ا ي ، س‍‍ازم‍‍ان م‍ي‍ر اث ف‍ر ه‍ن‍گ‍‍ي اق‍د ام‍‍ات لازم ب‍ر ا ي اح‍ي‍‍ا ي آن ر ا ب‍ه ع‍م‍ل م‍‍ي آورد.

و ي اف‍زود: ال‍ب‍ت‍ه م‍ردم ع‍‍اد ي خ‍ي‍ل‍‍ي ج‍‍ا ه‍‍ا ر ا آث‍‍ارت‍‍اري‍خ‍‍ي ق‍ل‍م‍د اد م‍‍ي ك‍ن‍ن‍د، ام‍‍ا ب‍دي‍‍ه‍‍ي اس‍ت ك‍ه ي‍ك ش‍‍ي ي‍‍ا م‍ك‍‍ان ب‍ر ا ي ق‍ر ار گ‍رف‍ت‍ن در زم‍ره آث‍‍ار ت‍‍اري‍خ‍‍ي ب‍‍اي‍د د ار ا ي ب‍رخ‍‍ي ش‍‍اخ‍ص ه‍‍ا ب‍‍اش‍ن‍د.

" م‍ح‍م‍د ي " ب‍‍ا ت‍‍اك‍ي‍د ب‍ر ض‍رورت ت‍لاش ب‍ر ا ي ش‍ن‍‍اس‍‍اي‍‍ي و اح‍ي‍‍ا ي ن‍م‍‍اد ه‍‍ا ي ت‍‍اري‍خ‍‍ي اس‍ت‍‍ان ، اض‍‍اف‍ه ك‍رد: س‍‍ازم‍‍ان م‍ي‍ر اث ف‍ر ه‍ن‍گ‍‍ي ، گ‍ردش‍گ‍ر ي و ص‍ن‍‍اي‍‍ع دس‍ت‍‍ي ت‍م‍‍ام ك‍وش‍ش خ‍ود ر ا ب‍ر ا ي ان‍ج‍‍ام م‍‍ام‍وري‍ت ه‍‍ا ي م‍ح‍ول‍ه در اي‍ن زم‍ي‍ن‍ه ب‍ه ك‍‍ار م‍‍ي گ‍ي‍رد.

م‍ن‍طق‍ه " ق‍ر ام‍ل‍ك " ت‍ب‍ري‍ز از ن‍ق‍‍اط ت‍‍اري‍خ‍‍ي اي‍ن ش‍‍ه‍ر ب‍وده و ن‍ق‍ش م‍‍ه‍م‍‍ي در روي‍د اد ه‍‍ا ي ت‍‍اري‍خ‍‍ي ت‍ب‍ري‍ز ب‍ه وي‍ژه ت‍‍اري‍خ م‍‍ع‍‍اص‍ر و ان‍ق‍لاب م‍ش‍روطه ، اي‍ف‍‍ا ك‍رده اس‍ت .

ب‍ه گ‍ز ارش خ‍ب‍رن‍گ‍‍ار اي‍رن‍‍ا ، ع‍لاوه ب‍ر ق‍ب‍ر ت‍‍اري‍خ‍‍ي " اص‍ل‍‍ي و ك‍رم " ، ب‍‍ا غ‍‍ي ب‍ه ه‍م‍ي‍ن ن‍‍ام ن‍ي‍ز در م‍ن‍طق‍ه ق‍ر ام‍ل‍ك ت‍ب‍ري‍ز وج‍ود د ارد ك‍ه ب‍ه ع‍ق‍ي‍ده س‍‍اك‍ن‍‍ان م‍ح‍ل‍‍ي ، م‍ت‍‍ع‍ل‍ق ب‍ه اي‍ن دو ش‍خ‍ص‍ي‍ت اس‍طوره ا ي اس‍ت .

" اص‍ل‍‍ي " و " ك‍رم " ه‍م‍‍ان‍ن‍د " ل‍ي‍ل‍‍ي " و " م‍ج‍ن‍ون " از ش‍خ‍ص‍ي‍ت ه‍‍ا ي اس‍طوره ا ي آذر ي ه‍‍ا ب‍وده ، د اس‍ت‍‍ان زن‍دگ‍‍ي آن‍‍ه‍‍ا ب‍ه ص‍ورت س‍ي‍ن‍ه ب‍ه س‍ي‍ن‍ه و ن‍س‍ل ب‍ه ن‍س‍ل ب‍ي‍ن م‍ردم خ‍طه ش‍م‍‍ال غ‍رب ك‍ش‍ورم‍‍ان م‍ن‍ت‍ق‍ل ش‍ده و " ع‍‍اش‍ي‍ق " ه‍‍ا ( آو ازخ‍و ان‍‍ان س‍ن‍ت‍‍ي ) م‍ن‍طق‍ه ن‍ي‍ز د اس‍ت‍‍ان زن‍دگ‍‍ي آن‍‍ه‍‍ا ر ا ب‍‍ا س‍‍از خ‍ود ب‍ه ت‍ص‍وي‍ر ك‍ش‍ي‍ده ان‍د.

در ج‍ل‍د ن‍‍ه‍م د ائ‍ره ال‍م‍‍ع‍‍ارف اس‍لام‍‍ي در اي‍ن ب‍‍اره آم‍ده اس‍ت : اف‍س‍‍ان‍ه ا ي ك‍‍ه‍ن ك‍ه رو اي‍ت ه‍‍ا ي گ‍ون‍‍اگ‍ون‍‍ي از آن در ف‍ر ه‍ن‍گ و ادب‍ي‍‍ات ع‍‍ام‍ي‍‍ان‍ه ك‍ش‍ور ه‍‍ا ي اي‍ر ان ،ت‍رك‍ي‍ه آذرب‍‍اي‍ج‍‍ان ،

ارم‍ن‍س‍ت‍‍ان و ب‍رخ‍‍ي ك‍ش‍ور ه‍‍ا ي آس‍ي‍‍ا ي م‍ي‍‍ان‍ه ، رو اج د ارد.

ب‍ر پ‍‍اي‍ه اطلا ع‍‍ات م‍ن‍ب‍‍ع ي‍‍اد ش‍ده ، د اس‍ت‍‍ان زن‍دگ‍‍ي اي‍ن دو ش‍خ‍ص‍ي‍ت در او اي‍ل س‍ده ش‍‍ان‍زد ه‍م م‍ي‍لاد ي رو ي د اده و از ه‍م‍‍ان زم‍‍ان د ه‍‍ان ب‍ه د ه‍‍ان در م‍ي‍‍ان م‍ردم اي‍ر ان ، ق‍ف‍ق‍‍از ، آس‍ي‍‍ا ي م‍ي‍‍ان‍ه و آس‍ي‍‍ا ي ص‍‍غ‍ي‍ر گ‍ش‍ت‍ه اس‍ت .

در خ‍ص‍وص خ‍‍اس‍ت‍گ‍‍اه اص‍ل‍‍ي اي‍ن د اس‍ت‍‍ان اف‍س‍‍ان‍ه ا ي ب‍ي‍ن پ‍ژو ه‍ش‍گ‍ر ان اخ‍ت‍لاف ن‍ظر وج‍ود د اش‍ت‍ه و در ح‍‍ال‍‍ي ك‍ه ب‍س‍ي‍‍ار ي از آن‍‍ه‍‍ا ب‍ر اي‍ن ب‍‍اورن‍د ك‍ه آذرب‍‍اي‍ج‍‍ان ، م‍ن‍ش‍‍اء اص‍ل‍‍ي اي‍ن

د اس‍ت‍‍ان ب‍وده در رو اي‍‍ات ت‍رك‍م‍‍ان‍‍ان از اي‍ن د اس‍ت‍‍ان اف‍س‍‍ان‍ه ا ي ن‍ي‍ز ت‍ب‍ري‍ز، م‍ح‍ل وق‍و ع روي‍د اد ن‍ق‍ل م‍‍ي ش‍ود.

خبرگزاري جمهوري اسلامي u202a۸۷/۶/۲۴

 

 

 

qaramalek...

ما را در سایت qaramalek دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: mahdi بازدید: 263 تاريخ: سه شنبه 22 فروردين 1391 ساعت: 16:02

صفحه بندی